خداحافظی تلخ

روی قبرم بنویسید؛که از شهر وفا آمده بود...

هیچکس هیچ نفهمید چرا آمده بود؟؟؟

بنویسید؛نفهمید کسی دردش را...

هیچکس درک نمیکرد،دل سردش را...

بنویسید؛که یک عمر خدااااااا را کم داشت...

در دوچشمش اثر از گمشده ای مبهم داشت...

بنویسید؛دمادم دل او ابری بود

بنویسید؛که اسطورهء بی صبری بود...

بنویسید؛دلش مثل دل شیشه شکست

آن زمانی که دلی بر دل رویا ها بست

بنویسید؛که با عدل خدا مساله داشت...

بنویسید؛که از خلقت خود هم گله داشت...

بنویسید؛که در بی کسی اش سوخت پرش

بنویسید؛غمی بود به چشمان ترش...

بنویسید؛که همواره غمی پنهان داشت...

بنویسید؛به تقدیر خداااا ایمان داشت


[ سه‌شنبه 9 آذر 1395 ] [ 18:39 ] [ ati ]