به یاد غصه هایی که باتوشیرین بود

شب ها می نشینم
به یادت می نویسم
به یاد ان روز هایی
که با تو می گذشت
به یاد خنده هایی
که با تو واقعی بود
به یاد غصه هایی 
که باتوشیرین بود
      اندکی می ایستم
اشکی بر گونه هایم می چکد
و این ها...
شروع سر درد من است..


[ سه‌شنبه 9 آذر 1395 ] [ 18:49 ] [ ati ]